دیوید آگیلوی؛ دیوانه ای که دنیای تبلیغات رو دگرگون کرد

دیوید آگیلوی یکی از تأثیرگذارترین نام ها تو عرصه تبلیغاته! «اعترافات یک مرد تبلیغاتچی» نوشته او شاید محبوب ترین کتاب تو زمینه تجارت تبلیغات تو طول تاریخ باشه. کتاب او خنده دار، جالب و پر از توصیه های عملی و نوشتن متن، مدیریت مشتری، رهبری، پیشرفت شغلی و موارد دیگه هستش. اما اگر دیوید آگیلوی را نمیشناسین، ما تو این مقاله، هر آنچه که درباره اصول بازاریابی آکیلوی میدونیم رو اوردیم تا به شما در حوزه کاریتون الهام بخش باشیم؛ با سامتا همراه باشین.

پیشینه و زندگینامه

دیوید آگیلوی تو سال 1911 تو یک خانواده ای رده بالا تو انگلیس متولد شد. اون بورسیه تحصیل تو دانشگاه آکسفورد رو دریافت کرد، اما به دلیل عملکرد ضعیف تحصیلی خیلی زود اخراج شد. اون پیش از بازگشت به انگلیس و تبدیل شدن به یک فروشنده اجاق گاز AGA تو اسکاتلند، به مدت یک سال به عنوان دستیار آشپز تو هتل Majestic تو پاریس کار کرد. اون چنان در کار خود تبحر داشت که کارفرما از اون خواست که برای همسالان خود یک کتاب راهنما بنویسه.

زندگینامه آگیلوی
زندگینامه دیوید آگیلوی

تبلیغات و سال ها فعالیت به عنوان مأمور مخفی

با تشکر از کتابچه راهنمای فروش که برای AGA نوشت، اون به عنوان مدیر اجرایی حساب ها توسط آژانس تبلیغاتی انگلیسی Mather & Crowther استخدام شد. تو سال 1938، اون کارفرمای خودش رو متقاعد کرد که اون رو برای یک سال به ایالات متحده بفرسته تا در موسسه تحقیقات مخاطب دکتر جورج گالوپ تو نیوجرسی کار کنه. اون بعداً موفقیت خودش رو مدیون کارش برای دکتر گالوپ دونست.

تو طول جنگ جهانی دوم، اون برای سرویس اطلاعاتی انگلیس کار کرد و دانش آموخته اردوگاه مخفی کمپ ایکس، یک شبه نظامی انگلیس واقع تو کانادا شد، جایی که ادعا میشد، اونجا بود که قبل از سلطنت تو خیابان مدیسون به قدرت تبلیغات مسلط شد. 

اگرچه دیوید آگیلوی تو زمینه خرابکاری و نبردهای نزدیک آموزش دیده بود، اما در نهایت پروژه هایی به وی سپرده شد که شامل از بین بردن موفقیت شهرت تجار با تأمین مواد صنعتی به نازی ها بود. پس از جنگ، اون و همسرش مزرعه ای در پنسیلوانیا خریدن و چندین سال تو آنجا زندگی کردن، قبل از اینکه به منهتن نقل مکان کنن.

راه اندازی  Ogilvy & Mather

او با حمایت کارفرمای قدیمی خود، Mather & Crowther ، که اکنون توسط برادرش اداره میشد، یک آژانس تبلیغاتی رو تو خیابان مدیسون راه اندازی کرد. تو طی سال ها، دیوید آگیلوی و آژانس تبلیغاتی اون تو رولز رویس، سیرز، دولت انگلیس، ایالت پورتوریکو، داو، شل و ده ها مارک بزرگ در صنعت CPG کار کردن.

تو سال 1963 وی آنچه به زودی به عنوان پرفروش ترین کتاب شناخته میشد، به نام اعترافات یک مرد تبلیغاتی رو منتشر کرد. این کتاب شامل همه موارد، از قوانین عملی نوشتن متن  گرفته تا رهبری، فرهنگ سازمانی، مشاوره و پیشرفت شغلی و سؤال جنجالی آیا تبلیغات باید از بین برن، میشه.

اصول بازاریابی دیوید آگیلوی

اعترافات شامل توصیه های عملی قابل ملاحظه ای هستش و اون به زودی یک بررسی جامع تری از کتاب رو نوشت. اصول اوگیلوی به طور لاثه به شرح زیر هستن:

اصول بازاریابی دیوید آگیلوی
نکاتت مهم اصول بازاریابی دیوید آگیلوی

1- واقعیت ها رو بیان کنین

اوگیلوی اعتقاد راسخ داشت که همه حقایق مربوط به یک محصول رو باید بیان کرد. اون تو این کتاب به دکتر چارلز ادواردز از دانشکده تحصیلات تکمیلی خرده فروشی تو دانشگاه نیویورک اشاره میکنه که موارد زیر رو گفت:

  • هرچه حقایق بیشتری رو بگین، فروش بیشتری هم خواهید داشت. با افزایش تعداد حقایق مربوط به کالاهای موجود تو تبلیغ، شانس موفقیت یک تبلیغ همیشه تغییر میکنه.
  • بدون شک شنیدین که باید مزایا و نه ویژگی ها رو به مشتریان احتمالی ارائه بدین. بله، فواید مهم هستن و آگیلوی نیز موافقت كرد که رمز موفقیت این هستش كه به مصرف كننده نوید بدین، مثل عطر و طعم بهتر، شستشوی تمیزتر، مایل بیشتر در هر گالن، چهره بهتر.
  • اما این به این معنا نیست که اون ها جایگزین ویژگی ها و سایر حقایق مربوط به محصول یا خدمات شما میشن. چقدر احتمال داره که شما چیزی رو خریداری کنین، بدون اینکه بدونین اون چیز چیه یا چگونه کار میکنه؟
  • مشتریان درواقع میخوان، همونطور که میخوان بدونن چگونه محصول شما میتونه به اون ها کمک کنه از حقایق اطلاع داشته باشن.

واقعیت ها رو بیان کنین و اون ها رو زود ارائه بدین. تو اینجا چندین نقل از کتاب معروف دیوید آگیلوی آورده شده:

«از تیترهای کور کورانه اجتناب کنین، نوعی که معنی ندارن، مگه اینکه نسخه اصلی رو بخونین. اما اکثر مردم اینطور نیستن.»

«نکته جالب این هستش که تکنیک هایی که تو تبلیغات مستقیم بهترین عملکرد رو دارن به ندرت تو تبلیغات معمولی استفاده میشن، مثل دادن اطلاعات واقعی در مورد محصول.»

2- راستگو باشین

همیشه به حقیقت وفادار بمونین! عقل سلیم باید کافی و به اندازه باشه تا شما رو مجبور به پیروی از این اصل کنه. در صورت عدم وجود، در اینجا نکته قابل تأملی وجود داره:

«مصرف کنندگان احمق نیستن. اگه دروغ بگین یا اون ها رو گمراه کنین، به شما حمله میکنن و هنگامی که اعتماد اون ها رو از دست دادین، دوباره بدست آوردن اون کاملاً غیرممکن هستش.»

یکی از احساسات اغلب تکراری تو کتاب دیوید آگیلوی اینه:

«هرگز تبلیغاتی ننویسین که نمیخواین خانواده خودتون اونا رو بخونن. به همسر خود دروغ نگین و از ابرازها، كلیات و سخنان طولانی پرهیز کنین.»

و در واقع، اون قوانین خاص تری رو هم به ما ارائه میده:

«محصولات خوب رو میشه با تبلیغات صادقانه به فروش رسوند.»

3- کمک کننده باشین

در کنار ارائه حقایق و صادق بودن، یکی از موضوعات اصلی کتاب این هستش که باید مفید واقع شوین. آگیلوی اساساً دو نوع مفید رو ترویج میکنه:

  • کمک به مشتری احتمالی برای درک محصول
  • دادن اطلاعات و مشاوره ارزشمند به مشتری به صورت رایگان

مورد دوم اساساً به تبلیغ شکل اولیه بازاریابی محتوا خلاصه میشه. به عنوان نمونه، اون پیشنهاد میکنه که تبلیغ کنندگانی که تو صنعت غذا هستن، باید دستور العمل های خود را تو نسخه تبلیغاتی خود قرار بدن. اون به شما پیشنهاد نمیکنه که این کار رو از روی مهربانی انجام بدین، بلکه به این دلیله که افراد بیشتری رو مجبور میکنه تا به بازاریابی شما بپردازن و محصول یا خدمات شما رو خریداری کنن.

برخی از نقل قول های دیگه دیوید آگیلوی به شرح زیر هستن:

«قول فروش خود را در عنوان خود وارد کنین.»

«هر عنوان باید علاقه شخصی خواننده رو جلب کنه.»

«تحقیقات نشون میدن استفاده از عبارات منفی تو عناوین خطرناک هستش.»

«برخی از نویسندگان متن، عناوین دشواری رو مینویسن، جناس، کنایه های ادبی و سایر ابهامات؛ این گناهه.»

4- ایده بزرگی داشته باشین

خواه در حال تهیه پیش نویس تبلیغات، طراحی وب سایت یا انجام هر نوع ابتکار بازاریابی دیگه ای باشین، در مورد اولویت بندی اهداف خود باید بی رحم باشین.

انجام همه کارها به یک باره غیرممکن هستش. آگیلوی میگه: اکثر کمپین ها بیش از حد پیچیده هستن. اون ها لیستی طولانی از اهداف رو منعکس میکنن و سعی میکنن نظرات متفاوت بسیاری از مدیران رو با هم سازگار کنن. با تلاش برای پوشاندن موارد بسیار زیاد، به هیچ چیز نمیرسن. تبلیغات اون ها مانند صورت جلسه یک کمیته هستش.

فراتر از این، مهمه که تلاش خود را حول یک ایده بزرگ متمرکز کنین. شما میپرسین ایده بزرگ چیه؟ من تعاریفی از اون دیدم، اما فکر نمیکنم که هیچ یک از اون ها کاملاً مفهوم عدالت رو اجرا کنن. 

در اینجا آنچه دیوید آگیلوی در مورد ایده های بزرگ میگه:

«تا زمانی که کمپین شما شامل یک ایده ای بزرگ نباشه، مانند کشتی در شب میگذره. اجازه ندین تلاش های بازاریابی شما مانند یک کشتی در شب باشه. ایده بزرگ خودتون رو پیدا کنین.»

در اینجا چند معیار مفید از شرکت معتبر تحقیقات بازاریابی آورده شده:

  • ایده های بزرگ مورد توجه مصرف کنندگان قرار میگیره.
  • ایده های بزرگ مخل هستن.
  • ایده های بزرگ ارزش گفتگو دارن.
  • ایده های بزرگ باعث کشش برند ها میشن.
  • ایده های بزرگ از مرزهای فرهنگی و جغرافیایی فراتر میرن.

5- خسته کننده نباشین

یکی از بزرگ ترین گناهان بازاریابی (و بسیاری از حوزه های دیگه) خسته کننده بودن، بی ادبی و بی احترامی هستش و به همان اندازه مهمه که شما نمیتونین مردم رو تو خرید محصول خسته کنین. شما فقط میتونین اون ها رو به خرید علاقه مند کنین.

شما باید منافع مردم رو جلب کنین و اگه کسل کننده باشین راهی برای انجام این کار وجود نداره. اما چگونه از چشم انداز خسته کننده خودداری میکنین؟ به همان روشی که از خسته کننده بودن یک شریک تو گفتگو اجتناب میکنین. اگه میخواین جالب باشین، باید علاقه مند بشین. بدیهیه که این امر تو بازاریابی و تبلیغات در مقایسه با مکالمه روزمره متفاوت خواهد بود.

برای جلب علاقه مردم، باید بدونین که اون ها چه کسانی هستن، نیازها و انگیزشون چیه. همچنین باید بفهمین که اون ها به چه چیزی علاقه مند هستن و سایر وابستگی های تجاری اون ها چیه. اگه همه این اطلاعات رو در اختیار داشته باشین، میتونین غیرمعرض ترین فرد تو کره زمین باشین.

بعضی دیگه از نقل قول های دیوید آگیلوی عبارتند از:

«حقیقت رو بگو، اما حقیقت رو جذاب کن.»

«تو این کار زیاده روی نکنین. اگه تمام تلاش شما تو زمینه بازاریابی نوعی سرگرمی باشه، چیزی نخواهید فروخت.»

«نویسندگان خوب همیشه در برابر وسوسه سرگرمی مقاومت کردن.»

6- مشتری خود را درک کنین

این اصل دقیقاً به اصل قبلی پیوند پیدا میکنه. اگه مشتری خود را درک نکنین، نمیتونین ایده بزرگی بسازین، نمیتونین حقایق رو به درستی ارائه بدین و مطمئناً نمیتونین علاقه اون ها رو به معنای واقعی جلب کنین.

شما باید همدلی کنین و نشان بدین که چشم انداز خود را درک میکنین. شما باید در سطح اون ها، درباره چیزهایی که براشون مهمه با اون ها صحبت کنین. پرمدعا و حقیر نباشین. مصرف کننده یک آدم مجنون نیست. به هوش اون توهین نکنین.

دو نقل قول دیگه از دیوید آگیلوی به شرح زیر هستن:

«مگه اینکه دلیل خاصی برای بزرگداشت و ادعای خود داشته باشین، نسخه خود را به زبان محاوره ای بنویسین که مشتریان تو مکالمه های روزمره بتونن از اون استفاده کنن.»

«اجازه ندین مردان برای کالاهایی که زنان خریداری میکنن تبلیغات بنویسن.»

7- به برند خود وفادار بمونین

تو تمام تلاش های بازاریابی خود، به نام تجاریتون وفادار بمونین. جوایز طلایی در انتظار تبلیغاتی هستن که مغزهای لازم برای ایجاد یک تصویر منسجم رو داره و ثبات اون رو برای مدت طولانی حفظ میکنه. البته، برای دستیابی به سازگاری طولانی مدت برند، ابتدا باید نام تجاری خود را تعریف کنین.

این امر به مقداری خود نظمی و خویشتن داری نیاز داره. اکثر تولیدکنندگان تمایلی به پذیرش هرگونه محدودیت تو تصویر برند خود ندارن. اون ها میخوان همه چیز برای همه مردم باشه و اون ها به طور کلی با یک مارک تجاری روبرو میشن که هیچ شخصیتی نداره، یک ماده خنثی با آرزو. 

برندها میتونن بسیار نامشهود و مبهم به نظر برسن و تا حدی هم همین طور هستن. خوشبختانه تمرینات و روش های آزموده شده ای وجود دارن که میتونین اون ها رو دنبال کنین تا برند خود را واقعاً میخکوب کنین. این همچنین بخش عمده ای از کاری هستش که اون برای استراتژی مشتریان برند خود انجام میده.

بعضی نقل قول های دیگه دیوید آگیلوی در مورد اهمیت ایجاد برند تو بازاریابی به شرح زیر هستن:

«هر تبلیغ باید به عنوان سهمی تو نماد پیچیده که تصویر نام تجاری هستش، تصور بشه.»

«هر برنامه رادیویی، هر تبلیغ تلویزیونی یک بار انجام نمیشه و این به معنی یک سرمایه گذاری طولانی مدت بر شخصیت کلی برند هاس.»

«تولید کننده ای که تبلیغات خودش رو وقف ایجاد شخصیت های کاملاً مشخص برای نام تجاری خودش میکنه، بیشترین سهم بازار رو با بالاترین سود به دست خواهد آورد.»

«هیچ کس با تقلید از تبلیغات شخص دیگه ای تاکنون برندی نساخته.»

خلاصه اصول دیوید آگیلوی رو در زیر اوردیم:

  • واقعیت ها رو بیان کنین
  • راستگو باشین
  • مفید واقع بشین
  • یک ایده بزرگ داشته باشین
  • خسته کننده نباشین
  • مشتری خود را درک کنین
  • به برند خود وفادار بمونین

پنج درس بازاریابی محتوا از دیوید آگیلوی

درس هایی که از آگیلوی میشه فهمید به شرح زیر هستن:

بازاریابی محتوا آگیلوی
بازاریابی محتوا دیوید آگیلوی

1- تیترهای شگفت انگیز ایجاد کنین

همانطور که آگیلوی اشاره کرد، عنوان شما اولین (و بعضاً تنها) چیزی هستش که مخاطب میخونه. بنابراین اگه عنوان شما ضعیف باشه، هیچ چیز دیگه ای که نوشتین اهمیت نداره. تو اینجا چند نکته برای ایجاد عناوین با عملکرد بالاتر آورده شده:

  • مدارکی رو برای تأیید ادعا ارائه بدین: تیتر بسیار خوب اثبات میکنه که این مقاله ارزش صرف وقت خوانندگان خودش رو داره. 
  • درسی رو به اشتراک بزارین: برای جلب توجه و نشان دادن یک درس، یک عنوان رو به اشتراک بزارین. به عنوان مثال، از قالب آنچه من یاد گرفتم استفاده کنین.
  • در عنوان خود از شماره ها استفاده کنین: مغز ما عاشق لیست هاس. علاوه بر این، به نظر میرسه که عددی که برای لیست خود انتخاب میکنین میتونه بر عملکرد محتوا تأثیر بزاره. در واقع، بسیاری از بازاریابان ادعا میکنن که مقالات با طول عجیب و غریب ترجیح داده میشن و ممکنه درست باشن. بنابراین هنگام انتخاب، همیشه یک لیست با تعداد عجیب و غریب انتخاب کنین.
  • از آمار در عنوان خود استفاده کنین: سرانجام، از یک آمار جذاب در عنوان خود استفاده کنین (به خصوص اگه باور کردن این آمار دشوار باشه). 

دیوید آگیلوی دهه ها پیش، هنگامی که نوشت، اکنون پورتوریکو 100 درصد معافیت مالیاتی به صنعت جدید ارائه میده، از این روش استفاده کرد.

2- محتوای خود را خنده دار کنین

مطالب باید سرگرم کننده باشن. بنابراین از توصیه های آگیلوی استفاده کنین و به یاد داشته باشین که بهترین ایده ها در بسته ای وجود دارن که باعث خنده شما میشن. میتونین این ایده ها رو دزنظر گرفته و اون ها رو تو محتوای خود تزریق کنین و اون رو برای مصرف کننده سرگرم کننده تر کنین. اما اینجا نکاتی وجود دارن:

  • از ظرافت زیادی استفاده کنین: آسان ترین و استراتژیک ترین مکان برای سرگرم کردن محتوا تو قسمت معرفی هستش. یک داستان بگین یا یک شوخی ایجاد کنین. این یک شروع قوی به شما خواهد داد، اما حرکت خود را از دست ندین. شخصیت و ذکاوت رو در سراسر قطعه ادامه بدین.
  • با تصاویر خلاق باشین: اکثر خوانندگان شما یادگیرندگان بصری هستن (در واقع، حدود 64 درصد). با انتخاب تصاویری سرگرم کننده و خنده دار، به محتوای خود زندگی ببخشین.
  • از روزمرگی غافل نشین: چیزهای معمولی خنده دار هستن. به عنوان مثال، جری ساینفلد رو در نظر بگیرین. اون تو اینجا از مثال معمول کمربند ایمنی هواپیما استفاده میکنه.

از مثال هایی استفاده کنین که خوانندگان شما میتونن تو زندگی روزمره با اون ها ارتباط برقرار کنن. اکثر مردم درباره کمربند ایمنی تو هواپیما شنیدن، بنابراین فیلم فوق العاده طنین اندازی هستش.

3- چندین بار آزمایش کنین

دیوید آگیلوی میدونست که برای درک اینکه آیا از هر دلار هزینه شده حداکثر تأثیر رو میگیریم، باید آزمایش کرد. بنابراین تنها با تلاش های بازاریابی محتوا به شهود اعتماد نکنین. در عوض، استراتژی هایی برای آزمایش و اندازه گیری هر یک از مطالب منتشر شده ایجاد کنین. تو اینجا چند مرحله برای شروع وجود دارن:

  • برای عوامل مختلف از تست A و B استفاده کنین: به عنوان مثال، ممکنه بخواین با عناصر موجود تو صفحه مانند، پست های پیشنهادی در انتهای وبلاگ بازی کنین. ممکنه دریابین که تغییر این یک عنصر خوانندگان رو تو صفحه طولانی تر نگه خواهد داشت و نتایج بیشتری به بار خواهد آورد.
  • عناوین آزمون: شما باید سبک های مختلف عناوین رو آزمایش کنین تا مشخص شه که کدام یک بیشتر مورد توجه مخاطبان قرار گرفته. 
  • گرافیک آزمایشی: بازاریابان اغلب فکر میکنن که سرفصل های آزمون یا سایر عناصر رو تقسیم کنن، اما همانطور که قبلاً ذکر شد، بیشتر خوانندگان یادگیرندگان بصری هستن. بنابراین فراموش نکنین که عناصر گرافیکی مانند، تصاویر رو در نظر بگیرین. به عنوان مثال، SAP از آزمایش A و B برای تعیین اینکه آیا استفاده از تصاویر کوچک باعث افزایش توجه تو کانون توجه اخبار میشه استفاده کرد. آزمایش نشان داد که 62 درصد باعث افزایش تعامل میشه.

بنابراین به مشاوره دیوید آگیلوی توجه کنین و به آزمایش عناصر مختلف بازاریابی محتوای خود ادامه بدین تا اطمینان حاصل کنین که هر بخش عملکرد بهینه ای داره.

4- محتوایی ایجاد کنین که مخاطب رو درگیر کنه

مخاطبان شما هر روز با حجم زیادی از محتوا روبرو هستن. اون ها تو شوک هستن، شوک محتوایی و اگه میخواین تأثیرگذار باشین، باید احساس محتوای خود را شخصی تر کنین. هر شخص باید احساس کنه که در سطح فردی تری با اون صحبت میکنین. تو اینجا چند نکته برای دستیابی به این مهم آورده شده.

  • یه داستان بگین: به عنوان مثال، داو نمونه خوبی از این کار رو انجام میده. تو گذشته، اون ها بر روایت داستان هایی درباره زیبایی تمرکز داشتن، که معمولاً برای زنان انجام میشد. اما اخیراً، اون ها داستان های مردانه ای رو هم شروع کردن. داستان هایی رو پیدا کنین که بیشترین استقبال رو از مخاطبان هدف شما داشته باشن.
  • از وسایل کمکی بصری استفاده کنین: اینفوگرافیک ها، فیلم ها و سایر عناصر بصری رو به بازاریابی محتوای خود اضافه کنین تا تعامل رو افزایش بده یا حتی بهتره که مقداری از محتوای موجود خود را برای ایجاد تصاویر بصری دوباره استفاده کنین. به عنوان مثال، یک SlideShare  رو به یک اینفوگرافیک تبدیل کنین.
  • محتوایی ایجاد کنین که طولانی تر باشه: محتوای طولانی تر در واقع عملکرد بهتری ایجاد میکنه. با این وجود 85 درصد مطالب کمتر از 1000 کلمه هستن. اگه سایت های معروفی مانند QuickSprout ،Unbounce  و Copy Hackers رو بررسی کنین، متوجه میشین که تمام محتوای اون ها طولانی تر هستن (و به طور کلی عملکرد خوبی دارن).

5- با مشتری ارتباط برقرار کنین

با مخاطبان مورد هدف خود ارتباط برقرار کنین. اما از کجا میدونین که مخاطب شما از چه زبانی استفاده میکنه؟ به موارد زیر توجه کنین:

  • با مشتریان خود مصاحبه کنین: یک نوع عالی از محتوا برای ایجاد یک مطالعه موردی. همچنین، این نوع محتوا به شما کمک میکنه تا به حرف های مشتریان خود گوش بدین و زبان مورد استفاده برای توصیف مشکلات اون ها رو درک کنین. سپس میتونین این زبان رو تو تلاش های بازاریابی محتوای خود ادغام کنین. اجازه ضبط مصاحبه رو از اون ها بگیرین، بنابراین میتونین بعداً به اون گوش بدین.
  • مطالعه رقابتی رو انجام بدین: چه کسی در جای شما خوب عمل میکنه؟ بررسی کنین که اون ها چگونه از طریق بازاریابی محتوا درگیر میشن و با اون ها صحبت میکنن. آیا تلاش اون ها جواب میده؟

اگه وقت کافی برای درک چالش های مشتریان خود، گوش دادن به مشکلات اون ها، یادگیری زبانشون و ایجاد محتوایی که ارزش افزوده و زندگی اون ها رو راحت تر میکنه اختصاص بدین، طبیعتاً روابط عمیق تر و جذاب تری با مشتریان خود ایجاد خواهید کرد.

آخرین وصیت نامه دیوید آگیلوی

من کارم رو تو تحقیق با دکتر بزرگ گالوپ در پرینستون شروع کردم. سپس من به یک نویسنده تبلیغاتی تبدیل شدم. تا اونجایی که من میدونم، من تنها آدم ماهر و خلاقی هستم که شروع به تحقیق کردم. در نتیجه، من به عملکرد خلاق از نگاه عینی یک محقق نگاه کردم. این ها ارزشمندترین درس هایی هستن که من آموختم:

وصیت نامه دیوید آگیلوی
آخرین وصیت نامه دیوید آگیلوی
  1. ایجاد تبلیغات موفق یک کار هنری هستش، بخشی از اون الهام گرفته میشه، اما بیشتر مربوط به دانش و سخت کوشی هستش. اگه استعداد کمی دارین و میدونین کدام یک از تکنیک ها به شما کمک میکنن، خیلی جلو خواهید رفت.
  2. وسوسه سرگرمی به جای فروش مسری هستش.
  3. تفاوت بین یک تبلیغ با تبلیغ دیگه، وقتی از نظر فروش اندازه گیری بشه، میتونه به اندازه نوزده تا یک باشه.
  4. پرداختن به مطالعه محصول قبل از نوشتن تبلیغات شما هزینه داره.
  5. کلید موفقیت این هستش که به مصرف کننده نوید مزیت رو بدین، مانند عطر و طعم بهتر، شستشوی سفیدتر، مایل های بیشتر در هر گالن، چهره بهتر.
  6. عملکرد اکثر تبلیغات ترغیب کردن افراد برای آزمایش محصول شما نیست، بلکه ترغیب اون ها به استفاده بیشتر از اون تو سایر محصولات در کارنامه خود هستش. 
  7. آنچه تو یک کشور کارسازه، تقریباً همیشه تو کشورهای دیگه هم کارساز هستش.
  8. سردبیران مجله ها ارتباطات بهتری نسبت به تبلیغات مردم دارن. تکنیک های اون ها رو کپی کنین.
  9. اکثر کمپین ها بیش از حد پیچیده هستن. اون ها لیست طولانی از اهداف رو منعکس میکنن و سعی میکنن که نظرات متفاوت بسیاری از مدیران رو با هم سازگار کنن. اما با تلاش برای پوشاندن موارد بسیار زیاد، به هیچ چیز نمیرسین. 
  10. مبارزات خوب میتونن برای سال های طولانی بدون از دست دادن قدرت، به فروش خود ادامه بدن. کمپین جلب توجه من برای پیراهن های هاتاوی بیست و یک سال ادامه داشت. کمپین من برای صابون داو سی و یک ساله که در حال اجرا هستش و اکنون داو بهترین فروشندس.
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 1 میانگین: 5]

نظرات

mood_bad
  • هنوز نظری ارسال نشده است.
  • افزودن نظر